نظم
را می بینیم و می گوییم هر نظمی را ناظمیست در اطرافمان همه ی ناظمان
تنظیم شده هستند پس هر ناظم هم منظم شده است پس ناظمان نیز منظمند و ناظمی
دیگر تنظیمشان کرده پس هیچوقت ناظمی نبوده که خود منظم نشده باشد
+ نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 2:5  توسط خاکستری
|
يك دنياي پر از حادثه هاي تكراري
دوباره تكرار مي شوند
تكرار...
دود
دود
بكش
بكش
بكش بابا گور باباي دنيا
+ نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388ساعت 8:7  توسط خاکستری
|
دريايي بيكران در پس معركه اي بس عظيم خفته كه مرا به سوي خود مي كشد
آه و افسوس دردناكي كه انتظارم را مي كشند
اين منم.. كسي كه هيچ از خود ندارد
اين منم..درمانده اي در معركه
اين منم..در جستجوي آسايش
آسايشي كه من را به دريا برساند
اين منم..در جستجوي هيجان
هيجاني كه مرا به خود بياورد
اين منم..در آرزوي درياي بيكران...
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 9:47  توسط خاکستری
|
کاش بال داشتم برای پرواز
سایه اش رو سرم افتاده
و مرا سپریست در جلوی آفتاب سوزان
و به من جان می دهد
و امید
و زیبایی و طراوت
و حس بودن
و من تجربه خواهم کرد لمس کردن احساس بودن را
و من فکر خواهم کرد به زیبایی و طراوت زلال آب
و امیدوار خواهم بود به بودنت و بودنم
پس به من بیاموز در کنارت پرواز کردن را
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 15:50  توسط خاکستری
|