|
يك دنياي پر از حادثه هاي تكراري دوباره تكرار مي شوند تكرار... دود دود بكش بكش بكش بابا گور باباي دنيا
دريايي بيكران در پس معركه اي بس عظيم خفته كه مرا به سوي خود مي كشد آه و افسوس دردناكي كه انتظارم را مي كشند اين منم.. كسي كه هيچ از خود ندارد اين منم..درمانده اي در معركه اين منم..در جستجوي آسايش آسايشي كه من را به دريا برساند اين منم..در جستجوي هيجان هيجاني كه مرا به خود بياورد اين منم..در آرزوي درياي بيكران...
کاش بال داشتم برای پرواز سایه اش رو سرم افتاده و مرا سپریست در جلوی آفتاب سوزان و به من جان می دهد و امید و زیبایی و طراوت و حس بودن و من تجربه خواهم کرد لمس کردن احساس بودن را و من فکر خواهم کرد به زیبایی و طراوت زلال آب و امیدوار خواهم بود به بودنت و بودنم پس به من بیاموز در کنارت پرواز کردن را
صدای بادی که تو گوشم می پیچه صدای گیتاری که بارونو به یادم میاره صدای برگ درختا که نمیتونن بادو تحمل کنند نه نه نه نه ............ می خوام خط خطیش کنم صدات توی گوشم میپیچه صدات بهم امید میده صدات..... نمی خوام صدات خط خطی شه همین....!!!
|
داستان من و خودم و خودش
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبدی 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 پیوندها
Comedy of Life |